عکس/عروسی مسلحانه
عکس/عروسی - مسلحانه - مسلحانه بیشترین عکس عروس 1740 - مسلحانه نبرد سومعکس - مسلحانه نو 1740 سنده - عروس 1740 مسلحانه - عروس 1740 مسلحانه - عروس 1740 مسلحانه - عروس 1740 مسلحانه - 1740 مسلحانه بیشترین عکس عروس - 1740 مسلحانه
تاریخ انتشار: پنجشنبه 24 شهریور 1390 | تعداد مشاهده : 9142 |
ارسال به دوستان
با شدت گرفتن درگیری ها در مناطق مختلف لیبی از جمله طرابلس، حتی مراسم ازدواج نیز رنگی از خشونت به خود گرفته است.

تغییر جنسیت و ازدواج دو دختر ایرانی
تغییر - تغییر جنسیت و ازدواج دو - تغییر جنسیت کامل نگار برای - تغییر جنسیت داده و - طی مراحل قانونی با تغییر - متخصص با ازدواج و تغییر - حدود دو سال پیش تغییر - نامش را به اردشیر تغییر - قانونی با تغییر جنسیت و - ازدواج و تغییر جنسیت کامل - جنسیت - جنسیت و ازدواج دو دختر - جنسیت کامل نگار برای ازدواج - جنسیت داده و نامش - مراحل قانونی با تغییر جنسیت - با ازدواج و تغییر جنسیت - دو سال پیش تغییر جنسیت - مشکلات مربوط به تغییر جنسیت - با تغییر جنسیت و ازدواج - و تغییر جنسیت کامل نگار - و - و ض - و ع به پزشکان متخصص انها - و ر دقیق شقایق - با ارجاع م و - ض و - پزشکان متخصص انها به ط و - ر دقیق شقایق و - با ارجاع م و ض - ض و ع به پزشکان - ازدواج - ازدواج این دو جوان با - ازدواج دو دختر ایرانی موافقت - ازدواج و تغییر جنسیت کامل - پزشکی هیچ منعی برای ازدواج - با تغییر جنسیت و ازدواج - نظر پزشکان متخصص با ازدواج - جنسیت کامل نگار برای ازدواج - منعی برای ازدواج این دو - جنسیت و ازدواج دو دختر - دو - دو اج این - دو جوان با یکدیگر وجود - دو اج - پزشکی هیچ منعی برای از دو - اج این دو - با تغییر جنسیت و از دو - اج دو - منعی برای از دو اج این - اج این دو جوان با - دختر - دختر ایرانی موافقت شد - دختر ی بنام که شقایق - دختر می شناسند - جنسیت و ازدواج دو دختر - جا آغاز شد که دختر - او را بعنوان یک دختر - ازدواج نرم افزار دو دختر - ازدواج دو دختر ایرانی موافقت - شد که دختر ی بنام - ایرانی - ایرانی موافقت شد - ایرانی روش خرید اینترنتی - و ازدواج دو دختر ایرانی - سوخت دختر آنلاین برنامه ایرانی - دو دختر ایرانی موافقت شد
با ارجاع موضوع به پزشکان متخصص انها به طور دقیق شقایق و نگار را مورد معاینه قرار دادند .براساس نظریه پزشکی به لحاظ پزشکی هیچ منعی برای ازدواج این دو جوان با یکدیگر وجود ندارد…
پس از یک سال طی مراحل قانونی با تغییر جنسیت و ازدواج دو دختر ایرانی موافقت شد.
یک منبع مطلع در بهزیستی با اعلام این خبر به آخرین نیوز گفت : مراجع و نهادهای مسئول پس از بررسی پرونده و نظر پزشکان متخصص با ازدواج و تغییر جنسیت کامل نگار برای ازدواج با همکلاسی اش شقایق موافقت کردند.
ماجرا از آن جا آغاز شد که دختری بنام که شقایق تابستان سال گذشته تصمیم گرفت با دوست قدیمی اش به نام نگار که حدود دو سال پیش تغییر جنسیت داده و نامش را به اردشیر تغییر داده است ازدواج کند اما این پیشنهاد بشدت با مخالفت خانواده شقایق مواجه شد و کدورت هایی را میان خانواده بوجود آورد .
نگار و شقایق از دوره راهنمایی تا دانشگاه با هم همکلاس و هم رشته بودند.مهمترین علت مخالفت خانواده ترس از آبروریزی و عواقب این ازدواج عنوان شد و اینکه نگار در دوران تحصیل به خانه آنها رفت و آمد زیاد داشت و از این جهت اطرافیان فامیل او را بعنوان یک دختر می شناسند.
این اتفاق نادر با شکایت شقایق از والدین ابعاد جدید بخود گرفت و شقایق برای کسب اجازه ازدواج با همسر دلخواهش به مراجع قانونی مراجعه کرد . پس از ماهها بررسی و کنکاش پیرامون این موضوع پدر شقایق با ازدواج مشروط موافقت کرد . پدر شقایق با اعلام اینکه از آینده فرزندش بیم دارد اموافقت با ازدواج را به نبود منع پزشکی موکول کرد.
انتشار این خبر در همان زمان بازتاب های را به همراه داشت و باعث گردید نهادهای مسئول با حساسیت بالا و سختگیرانه با توجه به تبعات اجتماعی موضوع در افکار عمومی با آن برخورد کنند.
با ارجاع موضوع به پزشکان متخصص انها به طور دقیق شقایق و نگار را مورد معاینه قرار دادند .براساس نظریه پزشکی به لحاظ پزشکی هیچ منعی برای ازدواج این دو جوان با یکدیگر وجود ندارد.بر همین اساس اجازه ازدواج شقایق با اردشیر صادر شد.البته در طی این مدت اردشیر با چندین عمل مشکلات مربوط به تغییر جنسیت را رفع کرد .در حال حاضر رای نهایی هم به تایید رسیده وبزودی شقایق و اردشیر با هم ازدواج می کنند.
پایگاه فرهنگی هنری تکناز
مامانی لطفا برام قصه بگو
مامانی - مامانی لطفا برام قصه بگواکثر - مامانی کاهش لطفا برنامه برام - مامانی - مامانی - مامانی لطفا برام - لطفا - لطفا برام قصه بگواکثر ما - لطفا برام قصه بگو17 نوامبر - لطفا برام قصه بگومامانی - مامانی لطفا - مامان 1740 لطفا - مامان 1740 لطفا - برام قصه بگومامانی لطفا - مامانی لطفا برام قصه - 1740 لطفا برام قصه - برام - برام قصه بگواکثر ما در - برام قصه بگو17 نوامبر 2010 - برام قصه بگومامانی لطفا - مامانی لطفا برام - 1740 لطفا برام - 1740 لطفا برام - قصه بگومامانی لطفا برام - مامانی لطفا برام قصه بگواکثر - لطفا برام قصه بگو17 - قصه - قصه بگواکثر ما در کودکی - قصه مثل و چیستان - قصه شعر - مامانی لطفا برام قصه - های بلند زمستان با قصه - ادبیات کودک شامل قصه - ادبی ذیل کلمه ی قصه - لطفا برام قصه بگواکثر ما - زمستان با قصه مثل - بگو - بگو اکثر ما در کودکی ها - بگو 17 نوامبر 2010 - بگو مامانی لطفا برام قصه - مامانی لطفا برام قصه بگو - لطفا برام قصه بگو - لطفا برام قصه بگو - مامانی لطفا برام قصه بگو - برام قصه بگو اکثر ما در - برام قصه بگو 17 نوامبر 2010
مامانی لطفا برام قصه بگو
اکثر ما در کودکی ها ی خود روزهایی را به یاد می آوریم که بزرگترها برای سرگرم کردن و یا کوتاه نمودن شب های بلند زمستان با قصه، مثل و چیستان اعضای خانواده را گرد هم می آوردند و لحظات استثنایی و دلپذیری را در پس این داستانهای راز گونه و پر معنا فراهم می کردند لحظاتی که تا کنون در یاد و خاطره باقی مانده است.
ادبیات کودکان عبارتست از : تلاشی هنرمندانه در قالب کلام برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او . به بیانی دیگر ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورتهای گوناگون .ادبیات کودک شامل قصه ، شعر ، نمایش ، افسانه و داستان و ... است .
خانم سیما داد در کتاب فرهنگ و اصطلاحات ادبی ذیل کلمه ی قصه آورده است : " قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آنها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیتها است . در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد . حوادث قصه ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند؛ بی آنکه در گسترش و بازسازی قهرمانها و آدمهای قصه نقشی داشته باشد" .
طرز تلقی بزگسالان نسبت به کودک و سرشت او بخش مهمی از برداشت نسبت به مفهوم کودکی است . ادبیات جدید کودک، محصول دگرگونی در مفهوم کودک است و نگرشهای تازه ای را نسبت به کودکان و توانایی ها و ویژگی های ذهنی آنها پدید آورده است .
نویسندگان حوزه کودک و نوجوان هم چنین روانشناسان رشد بر این عقیده هم رای هستند که قصه ها برای کودکان خردسال فقط یک محرک روانی و شنیداری نیستند، بلکه کارکردهای فراوانی برای این گروه از کودکان دارند .
پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فراگرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت در کودک هدفهای اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است .کودکان با خواندن قصه و داستان های قرآنی بین خود و قهرمان داستان یک نوع رابطه ایجاد می کنند، قصه ها به کودکان یاری می رسانند تا ارتباط ها را درک کنند رابطه ای که بین شخصیت های یک قصه وجود دارد، می تواند به کودکان کمک کند که خود را به آنها نزدیک نمایند و چگونه این موارد را در زندگی رعایت کند به گونه ای که از این رابطه احساس امنیت و آرامش کنند . بنابراین اقدامات و اعمال قهرمان قصه به عنوان نکته های مورد قبول آنان واقع می گردد و این اعمال را شایسته ی به کار گیری در رفتار و حرکات خود تلقی می نمایند، حتی به کار گیری این اعمال را نوعی ویژگی و افتخار برای خود می دانند .
داستان و قصه نقش بسیارمهمی در تکوین شخصیت و فرایند اجتماعی شدن کودک دارد. از طریق قصه ها و داستانهای خوب کودک به بسیاری از ارزشهای اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم، نوع دوستی، امیدواری و ... ارزشهایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستانها را تشکیل می دهند . قصه ها پیامها و ارزش هایی را به مخاطب خود منتقل می کنند چرا که ذهن کودکان پاک می باشد و ازسوی دیگر همراهی با قهرمان قصه، باعث می شود که صفات و ارزش های وی با روح و جان کودکان آمیخته شود. کودک در اثر شنیدن، تکرار شنیدن و حتی فکر کردن به قصه می تواند این پیامها را جذب کند و ارزشهای خانوادگی، اجتماعی و انسانی را بگیرد.
قهرمان قصه، جذاب ترین مسئله برای کودک است و او در تمام مبارزات، خود را در نقش قهرمان قصه میبیند. به خاطر این همزاد پنداری، کودک تصور میکند که با قهرمان داستان در برابر آزمونها و بلایا به زحمت میافتد و با او به پیروزی دست مییابد؛ زیرا که فضیلت پیروز است. کودک چنین هم ذات پنداری را به تنهایی انجام میدهد و چالشهای درونی و بیرونی قهرمان، اخلاقیات را بر لوح ضمیر او حک میکند.
به همین علت است وقتی قهرمان قصه، به علت خوبی و صداقت مورد حسد واقع می شود آنان از خود واکنش نشان می دهند و در این مورد سئوال های مکرر می نمایند و سر انجام وقتی همین ویژگی قهرمان داستان را نجات می دهد؛ عشق ورزی به این ارزش ها، همچون بذری در نهاد آنان افشانده می شود و میل به گریز و پرهیز از کسانی که زشتی ها و بدی ها را منتشر می کنند؛ در وجود آنان بارور می شود.
شنل قرمزی نمونه ای از داستانهای نمادین است. شنل قرمزی کوچک برای دیدن مادربزرگ به آن سوی جنگل میرود. او قلب مهربانی دارد اما زود نصایح مادر را فراموش میکند و به گرگ اعتماد کرده و تمام جزییات خانه مادربزرگش را برای او افشا میکند. گرگ هم ابتدا مادربزرگ و سپس شنل قرمزی را میخورد و اگر دوستان او کمی دیرتر رسیده بودند ممکن بود پایان غم انگیزی در داستان داشته باشیم. شنل قرمزی یاد میگیرد که دوستی چیز بسیار خوبی است اما اعتماد بی جا به هر کسی که از راه میرسد کار بسیار نابه جایی است.غیرمستقیم بودن این پیامها موجب می شود که برای کودک دلنشین تر، جذاب تر و دوست داشتنی تر شود.
داستان و قصه نقش بسیارمهمی در تکوین شخصیت و فرایند اجتماعی شدن کودک دارد. از طریق قصه ها و داستانهای خوب کودک به بسیاری از ارزشهای اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم، نوع دوستی، امیدواری و ...
کودکان از آن جا که هنوز تجربه گسترده ای در شناخت دنیا ندارند، سعی می کنند که با ارتباط دادن بین آموخته های قبلی و موضوعهای جدید به تعادل ذهن خود کمک کنند. تطابق یابی، عنصرمهمی در قصه گویی است که به قصهها نیروی نفوذ و تأثیر میبخشد. تطابق یابی، یک فرآیند ذهنی ناخودآگاه است. برای انجام دادن این کار، هر کودک یاد میگیرد که رشته ای از الگوها را بسازد. وقتی کودکان قصه ای را میشنوند، به طور مداوم حوادث و شخصیتهای داستان را با تجربیات و خاطرات خود از وقایع پیوند میدهند. آنها را در ذهن خود جستجو میکنند تا تجربیات حاضر خود از داستان را با وقایعی از گذشته مرتبط کنند.
اگر کودکی بشنود " سگی بزرگ وخشمگین " شروع به تطابق یابی در تجربیات گذشته میکند تا به این سه کلمه معنی بدهد. بنابراین، عبارت " سگی بزرگ خشمگین " در هر کودک شنونده، تصویر متفاوتی را در خاطر زنده میکند. چون کودکان منحصر به فرد هستند، تجارب شان نیز منحصر به فرد است. آنها را از خلال حواس خود تعبیر و بنا بر تجربیات گذشته شان تفسیر میکنند. این روند معمولا با تخیل کودک عجین میشود و او را یاری می کند که با منطق خود به کشف و شناخت دنیا اقدام کند و بر اساس چنین روندی است که از قصه های تخیلی لذت می برند و از آنها بهره برداری میکنند.
هدفهای برنامه ی ادبیات کودکان و به ویژه قصه عبارتند از :
* کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان
*قصه، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان نقش قاطعی دارد؛ کلمه هایی که ممکن است در گفتگوی روزانه هیچ وقت مورد استفاده قرار نگیرند.
*آشنایی کودکان با تجربه ها، احساسها، عواطف و شیو ههای نگرش بزرگترها
*افزایش قدرت تمرکز و دقت کودکان
* تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان
* تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان
* ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان
* رشد اعتماد به نفس کودک و علاقمند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی
*برآوردن نیازهای عاطفی کودک و آماداه ساختن او برای دریافت پیامهای اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن .
کارکردها و ارزش های قصه ها به مراتب بیشتر از آن است که بخواهد به همین چند مورد خلاصه شود. اما همین موارد با ارزش می تواند دلایل مهمی باشد که بتوان از طریق قصه ها به رشد عاطفی، اجتماعی، کلامی و ذهنی کودک یاری نمود.
منبع : مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی
سایت سیمرغ
جهان نیوز
گروه خانواده و زندگی سایت تبیان
تنظیم و فرآوری: نسرین صفری
مقالات مرتبط
قهرمان قصه های کودکی
دنیای شنگول و منگول
نقش مادران در قصه گویی برای کودکان
آی قصه قصه ...
عادت به مطالعه از نوزادی
قصه و درس های کودکانه
با قصه معجزه کنید
یکی بود ، یکی نبود...
ورود کابوس ممنوع
سینمای کودک و مخاطب؛ دو تابلو فراموششده سینما
سینمای - سینمای کودک و مخاطب؛ دو - سینمای ایران در سالهای اخیر - سینمای ایران امسال 109 ساله - سینمای - پشت سر گذاشتیم که سینمای - فراموشی سپرده است سینمای - به فراموشی سپرده شد سینمای - سینمای کودک و - گذاشتیم که سینمای ایران در - کودک - کودک و مخاطب؛ دو تابلو - کودک ؛ گنجینهای ارزشمند اما فراموششدهسینمای - کودک در نیمه دهه 60 - سینمای کودک - فراموشی سپرده شد سینمای کودک - گنجینهای ارزشمند اما فراموششدهسینمای کودک - سینماگران سرشناس که فیلم کودک - سینمای کودک و مخاطب؛ - شد سینمای کودک ؛ گنجینهای ارزشمند - و - و دک - و مخاطب؛ د - و تابل - سینمای ک و - دک و - مخاطب؛ د و - تابل و - سینمای ک و دک - دک و مخاطب؛ د - مخاطب؛ - مخاطب؛ دو تابلو فراموششده سینما - مخاطب؛ در حسرت صفهای طولانی - مخاطب؛ دو تابلو فراموششده سینما - سینمای کودک و مخاطب؛ - فیلم به سینما بروند مخاطب؛ - سینمای کودک و مخاطب؛ - 1740 کودک و مخاطب؛ - کودک و مخاطب؛ دو تابلو - سینما بروند مخاطب؛ در حسرت - دو - دو تابلو فراموششده سینما 21 - دو د فیلمهای موفق سینمای کودک - دو ران شاه مع - سینمای کودک و مخاطب؛ دو - سرو ناز از مع دو - شکل میگرفت؛ افرادی که دو - ران شاه مع دو - و مخاطب؛ دو تابلو فراموششده - از مع دو د فیلمهای موفق - تابلو - تابلو فراموششده سینما 21 شهریورماه - تابلو هایی ارزشمند به دست فراموشی - تابلو سینمای کودک ایران فراموش - کودک و مخاطب؛ دو تابلو - داشتههای خود را مانند تابلو - شود هراس دارند تابلو - کودک و مخاطب؛ دو تابلو - مخاطب؛ دو تابلو فراموششده سینما - را مانند تابلو هایی ارزشمند به - فراموششده - فراموششده سینما 21 شهریورماه روز - فراموششده سینمای کودک در نیمه دهه - فراموششده سینما بیشترین س - و مخاطب؛ دو تابلو فراموششده - کودک؛ گنجینهای ارزشمند اما فراموششده - و مخاطب؛ دو تابلو فراموششده - دو کاهش تابلو عکس فراموششده - دو تابلو فراموششده سینما 21 - ارزشمند اما فراموششده سینمای کودک در - سینما - سینما ی کودک و مخاطب؛ دو - سینما 21 شهریورماه روز ملی - سینما را در حالی پشت - سینما - مخاطب؛ دو تابلو فراموششده سینما - 21 شهریورماه روز ملی سینما - پشت سر گذاشتیم که سینما - سینما ی کودک و - تابلو فراموششده سینما 21 شهریورماه
سینمای کودک و مخاطب؛ دو تابلو فراموششده سینما
21 شهریورماه روز ملی سینما را در حالی پشت سر گذاشتیم که سینمای ایران در سالهای اخیر برخی داشتههای خود را مانند تابلوهایی ارزشمند به دست فراموشی سپرده است. سینمای ایران امسال 109 ساله میشود و هر چند در طول این یک قرن سیر عادی رشد فنی و کیفی را طی کرده، اما آنچه اینجا مورد بررسی قرار میگیرد دستاوردهایی است که با مرارتهای بسیار و تلاشهای تعدادی هنرمند به دست آمد و با سیاستهای نادرست یا غفلت از ارزشهای به دست آمده به فراموشی سپرده شد.
سینمای کودک؛ گنجینهای ارزشمند اما فراموششده
سینمای کودک در نیمه دهه 60 وارد جریانی شد که آن را در مسیر رشد و شکوفایی قرار داد. سینماگران سرشناس که فیلم کودک ساختند و با آثارشان هم در ایران و هم در سطح بینالمللی محبوبیت به دست آوردند، در این سالها فیلم کودک را که شاید سالها زیر سایه سینمای بزرگسال قرار داشت، هویتی تازه بخشیدند.
"کلاه قرمزی و سرو ناز" از معدود فیلمهای موفق سینمای کودک در یک دهه اخیر
در سالهای پس از انقلاب که تلاش میشد چارچوب کلی سینما تعریف شود، علاقمندان به تولید آثار کودک توانستند جایگاهی برای خود بیابند و این سینما را در میان گونههای پراهمیت قرار دهند. اتفاقاً این شرایط سالهایی به وجود آمد که نسلی تازه شکل میگرفت؛ افرادی که دوران شاه معدوم را درک نکرده بودند و حالا میتوانستند سرزمین خود را روی پرده ببینند.
سینمای ایران امسال 109 ساله میشود و هر چند در طول این یک قرن سیر عادی رشد فنی و کیفی را طی کرده، اما آنچه اینجا مورد بررسی قرار میگیرد دستاوردهایی است که با مرارتهای بسیار و تلاشهای تعدادی هنرمند به دست آمد و با سیاستهای نادرست یا غفلت از ارزشهای به دست آمده به فراموشی سپرده شد.
کاربرد سینمای کودک به خوبی درک شده بود و مدیران هوشمند زمینه تولید آثاری را فراهم میکردند که میتوانست نسل جدید را آنطور که خواسته انقلاب است، پرورش دهد. به هر حال در این سالها ژانر مورد توجه مدیران سینمای کودک بود که در آن فیلمسازانی چون عباس کیارستمی، مرضیه برومند، کامبوزیا پرتوی، وحید نیکخواه آزاد، محمدعلی طالبی و... فیلم میساختند.
این کارگردانان شاخص سینمای کودک همراه برخی دیگر از فیلمسازان فعال آن سالها آثار خود را در دو قالب تولید میکردند؛ برخی "مدرسه موشها"، "گلنار" و "گربه آوازهخوان" میساختند تا مخاطب ایرانی را به سالن بکشانند و عدهای "خانه دوست کجاست"، "بادکنک سفید" و "دونده" که کودکان ایرانی را به خارجیها معرفی کند و برای سینمای ایران جایزه به ارمغان آرود.
با کنار هم قرار گرفتن این دو جریان مجموعهای کامل از سینمای کودک به وجود میآمد که به درستی مسیر خود را میشناخت. اما رفته رفته عرصه برای تولید آثار کودک و فعالیت در این زمینه تنگتر شد تا اینکه این بار هم خلاقیت یک هنرمند توانست در نیمه دوم دهه 70 جانی تازه به سینمای کودک ببخشد. هر چند این اقدام فقط جرقهای بود که نتوانست کاری از پیش ببرد.
تولید "کلاه قرمزی و پسرخاله" که مانند "مدرسه موشها" از برنامهای تلویزیونی و محبوب به فیلمی سینمایی تبدل شده بود، در نیمه دوم دهه 70 جانی تازه به سینمای رو به نزول کودک بخشید و حتی در میان فیلمهای پرفروش سال قرار گرفت. اما جریانی که قرار بود متوقف شود، حتی با این حرکت موفق نیز وارد مسیر صحیح خود نشد.
سینمای کودک در نیمه دهه 60 وارد جریانی شد که آن را در مسیر رشد و شکوفایی قرار داد.
با بینتیجه ماندن جرقهای که به واسطه "کلاه قرمزی و پسرخاله" ایرج طهماسب ایجاد شده بود، دیگر حتی برگزاری سالیانه جشنواره فیلم کودک و نوجوان، نمایش مجدد "گلنار" در سال 85، بازگشت نیکخواه آزاد به سینمای کودک و تولید چند فیلم به کارگردانی حسین قناعت و چند فیلمساز دیگر، نتوانستند سینمای کودک ایران را روی پا نگه دارند.
اکنون در نیمه دوم دهه 80 و سالهایی که زمینه عرضه فیلم کودک به شکلهای مختلف از جمله در قالب اسباببازیهای کودکان فراهم است، سینمای کودک چنان بیمخاطب است که تهیهکنندگان از اینکه فیلمشان در ژانر کودک طبقهبندی شود هراس دارند. تابلو سینمای کودک ایران فراموش شده و دیگر کودکان ایرانی عادت ندارند برای دیدن فیلم به سینما بروند.
مخاطب؛ در حسرت صفهای طولانی مقابل سینماها
مخاطب سینمای ایران در دهه 70 به بیشترین تعداد پس از انقلاب رسید. سینمای ایران که در دو سه سال اولیه پس از انقلاب در گیر و دار بودن و نبودن دست و پا میزد، سال 73 به رقم بالای 56 میلیون تماشاگر دست یافت. این آمار نشان میداد سالهای اولیه دهه 70 سینمای ایران به حدی مقبولیت داشت که بتواند در یکسال 56 میلیون تماشاگر داشته باشد.
این تعداد تماشاگر فقط اندکی از جمعیت کشور در آن سالها کمتر بود و هر چند قشر سینمارو در مناطق خاص کشور به ویژه شهرهای بزرگ مستقر هستند، اما تعداد دفعات سینما رفتن آنها این آمار قابل توجه را به وجود آورد. مخاطب سینمای ایران در ادامه دهه 70 دچار افت و خیز شد تا اینکه سال 82 به کمترین میزان خود یعنی 13 میلیون و 250 هزار نفر رسید.
سینماگران سرشناس که فیلم کودک ساختند و با آثارشان هم در ایران و هم در سطح بینالمللی محبوبیت به دست آوردند، در این سالها فیلم کودک را که شاید سالها زیر سایه سینمای بزرگسال قرار داشت، هویتی تازه بخشیدند.
آنچه در این سالها سینمایی با 56 میلیون تماشاگر را به 13 میلیون تماشاگر رساند، دلیل مشخص ندارد. تغییر مدیریتی که سال قبل آن در سینما رخ داده بود، به پایان رسیدن دوره فیلمهای دختر و پسری که در دورهای تماشاگران بسیاری را جذب خود کرد، نبودن سیاست درست برای ایجاد جریان تاثیرگذار در سینما و بالا رفتن حساسیتها افت شدید تماشاگر را در پی داشت.
این زخم نه چندان کهنه سینما تا امروز هم مداوا نشده و سال گذشته فقط 14 میلیون تماشاگر برای دیدن فیلم راهی سینما شدند. "مارمولک"، "اخراجیها" و "آتشبس" هر کدام جرقههایی بودند که خیلی زود به تاریکی رسیدند و نتواستند جریانی در سینمای ایران به وجود آورند. صفهای طولانی تماشاگران مقابل سینماها چیزی است که سینمای ایران سالهاست به خود ندیده است.
منبع : مهر
سینمای کودک و مخاطب؛ دو تابلو فراموششده سینما
گل توحید
گل - گل توحیدبرخیز که بر - گل زیباى بهشتى - گل توحید ثمر دادآمد - گل - تجلّىاى بیت خُوَیلد گل - داد نخل احدیَّت گل - ثمر اوست پروردن گل - گل توحیدبرخیز - خُوَیلد گل زیباى بهشتى - توحید - توحید برخیز که بر هودج - توحید ثمر دادآمد به - توحید برای - گل توحید - نخل احدیَّت گل توحید - گل نرم سایت افزار توحید - گل توحید برخیز که - احدیَّت گل توحید ثمر
گل توحید
برخیز! که بر هودج (اسرى) بنشینیمدر مکّه فرود آمده، آنجا بنشینیم
در بزم (اطعنا) و (سمعنا) بنشینیم
پاى سخن سیّد بطحا بنشینیم
بر درگه لطفش، به تمنّا بنشینیم
انوار خدا را، به تماشا بنشینیم
کز طلعت زهرا کند امروز تجلّى
اى بیت خُوَیلد! گل زیباى بهشتى!
وى مادرِ انسیّه حوراى بهشتى!
آیند به امداد تو، زنهاى بهشتى
با جامه اسْتَبرق و، دیباى بهشتى
طوبى لک! ازین نخله طوباى بهشتى
کامروز کند جلوه به سیماى بهشتى
در مرکز ایمان و، حرمْخانه تقوا
احمد که به معراج، بسى راز نهان دید
ز آن راز نهان در رخِ این طفل، نشان دید
در فاطمهاش، نور خداوند جهان دید
دید آنچه به چشم بشریَّت نتوان دید
آن جلوه که در (سِدرَه) بر او تافت،
عیان دید و آن نور که در (غارِ حَرا) دید،
همان دید آیات خداوند درین چهره زیبا
دریاى نبوَّت بخروشید و، گهر داد
نخل احدیَّت گل توحید، ثمر داد
آمد به جهان، آنکه شرافت به بشر داد
عزَّت به پسر داد و، کرامت به پدر داد
در خلقت این طفل، خداوندْ نظر داد
جبریل به هر عصر، ازین طفل خبر داد
شد خلقت او، معجزه امَّ ابیها
اینست نهالى که شفاعت، ثمر اوست
پروردن گلهاى شهادت، هنر اوست
بحر شرف و لؤلؤ و مرجانْ، گهر اوست
در عالم هستى نظر حق نظر، اوست
ما کانَ محمَّد به مدیح، پدر اوست
و آن مُنتَقِم آل محمّد، پسر اوست
مهدى که بوَد مصلح کل، مُنجىِ دنیا
اى اهل قلم! وصف نگویید ستم را
در سرّ و علن، مدح کنید اهل کرم را
در جاى صمد، چند گزینید صنم را؟
آلوده به اصنام نسازید حرم را
بر خون شهیدان، مگذارید قدم را
با اشک ندامت، همه شویید قلم را
و آنگاه بسازید رقم، مِدحتِ زهرا
منظومه عصمت، که کشد ناز رسالت
احسان الوهیَّت و، اعجاز رسالت
در بحر شرف، گوهر ممتاز رسالت
دلسوز رسولُ اللَّه و، دمساز رسالت
همگام ولىُّ اللَّه و، همراز رسالت
بوسیدن دستش، پرِ پرواز رسالت
در بارگه قرب خداوند تعالى
اى دایره گردش ایّام به دستت!
زد بوسه رسولُ اللّه از اکرام به دستت
در حشر، که اجرا شود احکام به دستت
دارند همه، دیده انعام به دستت
آزادى ما هست سرانجام، به دستت
اى مصلحت ملَّت اسلام به دستت
کن لطف به ما، آنچه بوَد مصلحت ما
بر ملّت ما بار دگر، یک نظر انداز
پیروزى ما را، هِله طرح دگر انداز 
سجّاده حاجت، سرِ قبرِ پدر انداز
پیراهن احمد پدرت را به سر انداز
در محکمه عدل خدا، چنگ درانداز
آهى کش و بر هستى دشمن، شرر انداز
اى آه تو، تو فانى و، اشک تو چو دریا
اى نام تو بسم اللَّهِ دیوان شفاعت
پیش از تو، نباشد به کس امکان شفاعت
بىاذن تو آن روز، به فرمان شفاعت
کس را نرسد دست به دامان شفاعت
اى از برِ حق یافته پیمان شفاعت
روزى که کنى روى به میدان شفاعت
حاشا که (مؤیّد) رود از یاد تو، حاشا!
بخش عترت و سیره تبیان
شاعر: سیّد رضا مؤیّد ( مؤیّد)
.SendToNetwork
{
width: 70px;
clear: right;
height: 16px;
border: 1px solid #8A9CC2;
direction: rtl;
text-align: right;
padding: 5px;
font-size: 8pt;
background: #EAE7D6;
float: left;
margin: 5px 10px;
}
.SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon
{
float: right;
}
.SendToNetwork_text
{
width: 50px;
margin-top: 2px;
line-height: 1;
}
.SendToNetwork_icon
{
width: 20px;
}
.SendToNetwork_icon img
{
cursor: pointer;
}
a img
{
border: none;
}
ارسال به
function SendToWall() {
var type = "1";
var id = "";
id = "164328";
if (id == "") id = "164328";
$.ajax({
type: "POST",
url: "/webservices/Socialnetwork/SocialNetwork.asmx/SendToWall",
data: "{ ID:"+id+", Type:"+type+"}",
contentType: "application/json; charset=utf-8",
dataType: "json",
success: function (recdata) {
var i = recdata.d;
if (i == -1) ShowMessage("warning", "لطفاً ابتدا در سیستم شناسایی شوید.");
if (i == -2) ShowMessage("success", "شما عضو شبکه اجتماعی تبیان نمی باشید.");
if (i == 0) ShowMessage("success", "ارسال به شبکه اجتماعی تبیان با موفقیت انجام شد.");
},
error: AjaxFailed
});
function AjaxFailed(result) {
ShowMessage("error", "برای ارسال لطفا ابتدا به شبکه اجتماعی تبیان بپیوندید.");
}
}
function ShowMessage(MessageType, MessageText) {
var w = ($(window).width() / 2) - 200;
$("body").append("
" + MessageText + "");
$("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500);
}
گفت وگو با حسین احمدى نسب کارگردان نمایش «زن مستقل یا مرد و غرورش»
گفت - گفت ید آن قدر هیجانى بوده - گفت م به نظر مى رسد - گفت ید بیشتر مربوط به اجرا - همان طور که خودتان گفت - آن ویژگى هایى که گفت - چیزهایى که شما گفت - چوبک به او گفت - که خودتان گفت ید آن قدر - هایى که گفت م به نظر - وگو - وگو با حسین احمدى نسب - وگو با حس 1740 - وگو با حس 1740 - گفت وگو - غرورش دانلود گفت وگو - دانلود 26گفت وگو - داد دانلود 126گفت روش وگو - گفت وگو با حسین - دانلود گفت وگو با حس - با - با د سرخ - با ره خواستید نمایشى را به - با عنوان - غربت با - از این سال ها دو با - سال پیش متنى را با - عنوان با - با د سرخ - سال ها دو با ره خواستید نمایشى - حسین - حسین احمدى نسب فعالیت تئاترى - حسین احمدى نسب کارگردان نمایش - حسین رایگان احمدى سئو نسب - تئاتر مرتکب جنایت مى شویم حسین - گفت وگو با حسین - سئو سئو با برنامه حسین - جنایت مى شویم حسین احمدى نسب - وگو با حسین احمدى نسب - احمدى - احمدى نسب فعالیت تئاترى خود - احمدى نسب کارگردان نمایش - احمدى نسب کارگردان نما - مرتکب جنایت مى شویمحسین احمدى - گفت وگو با حسین احمدى - حس 1740 ن احمدى - حس 1740 ن احمدى - مى شویمحسین احمدى نسب فعالیت - با حسین احمدى نسب کارگردان - نسب - نسب فعالیت تئاترى خود را - نسب ت به خودم بسیار مستبد - نسب کارگردان نمایش زن - جنایت مى شویمحسین احمدى نسب - مى افتاد من نسب - وگو با حسین احمدى نسب - 1740 ن احمدى نسب - شویمحسین احمدى نسب فعالیت تئاترى - من نسب ت به خودم - کارگردان - کارگردان در تمرین ها اعمال - کارگردان نمایش زن مستقل - کارگردان نما 1740 ش - که آنها بیشتر از کارگردان - با حسین احمدى نسب کارگردان - 1740 ن احمدى نسب کارگردان - ن مجموعه احمدى نسب کارگردان - بیشتر از کارگردان در تمرین - احمدى نسب کارگردان نمایش - نمایش - نمایش هاى زار - نمایش زن مستقل یا - نمایش روى صحنه دارد شما - ادامه داد وى نمایش - دورى از صحنه نمایش - را در خانه نمایش - سال ها دوباره خواستید نمایش - وى نمایش هاى - صحنه نمایش زن - «زن - مستقل - مستقل یا مرد و غرورش - مستقل یا مرد و غرورش - مستقل یا مرد و غرورش - نمایش زن مستقل - کند متن زن مستقل - کارگردان نمایش زن مستقل - 1740 ش زن مستقل - زن مستقل یا مرد - زن مستقل یا مرد - یا - یا مرد و غرورش - یا ت بازخوانى جشنواره ارائه دادم - یا دداشت هاى یک دانشجوى تئاتر - نمایش زن مستقل یا - ارائه مى داد به ه یا - داستان بر اساس یا - کرد و در کنارش رو یا - زن مستقل یا مرد و - داد به ه یا ت بازخوانى جشنواره - مرد - مرد و غرورش را - مرد و غرورش در - مرد و غرورش دانلود - زن مستقل یا مرد - زن مستقل یا مرد - زن مستقل یا مرد - 1740 ا مرد - مستقل یا مرد و غرورش - مستقل یا مرد و غرورش - و - و یمحسین احمدى نسب فعالیت تئاترى - و د را از میناب آغاز - و پس از آن در - تئاتر مرتکب جنایت مى ش و - احمدى نسب فعالیت تئاترى خ و - از میناب آغاز کرد و - 58 به تهران آمد و - جنایت مى ش و یمحسین احمدى نسب - فعالیت تئاترى خ و د را از - غرورش»
گاهى در تئاتر مرتکب جنایت مى شویم
حسین احمدى نسب فعالیت تئاترى خود را از میناب آغاز کرد و پس از آن در سال 58 به تهران آمد و در اداره تئاتر فعالیتش را ادامه داد. وى نمایش هاى «زار»، «گندم درو در فصل جنگ»، «غم غریب غربت»، «باد سرخ»، «در پوست شیر»، «چهار صندوق»، «عاقبت قلم فرسایى»، «روز بخیر کشیش» و... را روى صحنه برد. وى در حال حاضر پس از سال ها دورى از صحنه، نمایش «زن مستقل یا مرد و غرورش» را در خانه نمایش روى صحنه دارد.شما سال ها از تئاتر دور بوده اید، چرا؟ چطور شد که پس از این سال ها دوباره خواستید نمایشى را به اجرا ببرید؟خب، من در این سال ها نقاشى مى کردم و دغدغه هاى تئاترى ام را روى بوم مى آوردم، البته دو سال پیش متنى را با عنوان «باد ما را خواهد برد» که دیدگاهى نو از زار را ارائه مى داد به هیات بازخوانى جشنواره ارائه دادم که تصویب نشد. داستان بر اساس یادداشت هاى یک دانشجوى تئاتر که براى تحقیق زار به جنوب رفته است و در نهایت مى میرد، شکل مى گیرد. ما حتى یک ماه روى این متن کار کردیم و تقریباً نیمه آماده بود اما خب تصویب نشد. یک کار هم چند سال قبل به نام «افسانه سرى» را در جشنواره اجرا کردم اما به دلایلى با اجراى صحنه آن موافقت نکردم.در نمایش هاى قبلى تان شما از بازیگران حرفه اى و صاحب نام استفاده مى کردید اما این بار بازیگرانتان از غیرحرفه اى ها و حتى آماتور تشکیل شده، چرا این بار به سراغ بازیگران حرفه اى نرفتید و با بازیگران غیرحرفه اى مجموعه تان را بسته اید؟من همیشه بازیگرانم آمیخته اى از حرفه اى ها و آماتورها هستند. مثلاً در نمایش «غم غریب غربت» من بازیگر حرفه اى مانند شجاع زاده را داشتم که در کارهاى بیضایى اکثراً نقش اول را داشته است اما در آن نمایش نقشى ده دقیقه اى را بازى مى کرد و در کنارش رویا نونهالى بود که براى اولین بار روى صحنه مى آمد. البته این را هم باید اشاره کرد که در میان بازیگران حرفه اى هم بد و خوب زیاد داریم.قبول، اما در کارهاى قبلى تان به قول خودتان مجموعه اى از بازیگران حرفه اى و آماتورى با هم بودند اما در نمایش فعلى بیشتر بازیگران غیرحرفه اى و آماتور انتخاب شده اند.من قبل از آنکه به حرفه اى شدن مجموعه فکر کنم، مسائل پشت صحنه برایم مهم است. در یک ماه اجرا، شاید فقط سه شب آن برایم جذاب باشد اما در زمان تمرین چون مى توانم تمرین ها را قطع کنم و بازى را آن طور که مى خواهم از بازیگر بگیرم برایم بسیار دلچسب تر است. من بسیار پایبند جمله ماکسیم گورگى به استانیسلاوسکى هستم که مى گوید:«من سپاسگزارم که تو در تئاتر روسیه ارتشى منظم ایجاد کرده اى.» و همین طور از حرف نیما که مى گوید: «در بى نظمى هم نظمى باید وجود داشته باشد.» به نظرم با بازیگران غیرحرفه اى که هنوز بازى برایشان کلیشه اى نشده است، مى توان راحت تر کار کرد. گاهى اوقات از این حیث کار کردن با گروه غیرحرفه اى را بیشتر دوست دارم.من این طور از حرف هاى شما استنباط مى کنم که به خاطر بعضى از مشکلات بازیگران حرفه اى مانند کلیشه اى شدن، با تصمیم قبلى از بازیگران غیرحرفه اى استفاده کردید، درست است؟بله، ما به وضوح این را در کارها مى بینیم. انگار بازیگران با سابقه و صاحب نام شهامت این را ندارند که گارد خود را باز کنند و مانند کودک دوباره چیز تازه اى خلق کنند. گاهى اوقات حتى دیده شده که آنها بیشتر از کارگردان در تمرین ها اعمال نفوذ مى کنند که این به نظر خطرناک مى آید، البته این درباره همه بازیگران حرفه اى صدق نمى کند.متن «زن مستقل یا مرد و غرورش» در چه سالى نوشته شده است؟این متن متعلق به دهه 60 در آمریکا است. این گروه مسائل روز را به تصویر مى کشیدند مانند اعتصاب تاکسیران ها و یا کارگران فلان کارخانه و... البته نمایش هایشان همه خیابانى بوده که من با حذف و اضافاتى براى صحنه آماده اش کردم. نمایش هاى خیابانى آنها در زمان خود کارهاى موفقى بوده است، تماشاگران را در آخر آن قدر به هیجان مى آورده که شعار مى دادند یا حتى همین نمایش به تظاهر خیابانى کشیده شده است.متن به نظرم متنى پرهیجان، تند و متعلق به جنبش هاى اولیه فمینیستى است و همان طور که خودتان گفتید آن قدر هیجانى بوده که بعد از اجرایش در خیابان تظاهرات مى شده یا به شعار دادن ختم مى شده است، مى خواهم بدانم به نظر شما این متن با این ویژگى ها چقدر قابلیت اجرایى در زمان فعلى را دارد؟ ما مسائل فمینیستى از این قبیل را پشت سر گذاشتیم.نمى دانم، ببینید مثلاً درباره عدالت اجتماعى حرف زدن همیشه لازم است، البته من اصرارى در دفاع از این متن ندارم و انتخابش هم خیلى آگاهانه نبوده. من خودم اگر اعتراف به شکست کنم، ابایى ندارم و از این حیث از خود راضى ام. دوباره تاکید مى کنم که تاکیدى به ضرورى بودن اجراى این متن ندارم. شاید ریتم، فضا و رنگ اش برایم جالب بود.من جواب سئوالم را نگرفتم، ببینید این نمایش با آن ویژگى هایى که گفتم به نظر مى رسد که از زمان مطرح کردنش گذشته و دیگر دغدغه زمان ما نیست به خصوص این که این نمایش در تئاترشهر یا تالار وحدت به اجرا نمى رود. از نمایش هاى خانه نمایش اکثراً خود تئاترى ها استقبال مى کنند که آنها هم مسائل مطرح شده در متن مدت ها برایشان حل شده است، مى خواهم ضرورت انتخاب این متن را بپرسم.ببینید من فکر کردم اگر بتوان شورى را ایجاد کرد، کافى است یا توازن رنگى را نشان بدهم یا هر چیز دیگر. البته اینها همه حرف هایى نیست که باید در تئاتر زده شود.من هنوز جوابم را نگرفتم، این متن را براساس چه دلایلى انتخاب کردید؟ چیزهایى که شما گفتید بیشتر مربوط به اجرا بود.ببینید من فکر مى کردم در این کار خیلى پرواز مى کنم که البته این طور نشد. تئاتر مثل هنرهاى دیگر نیست که با بازیگران، صحنه، نور، لباس و عناصر دیگر معنا پیدا مى کند. هماهنگى بین این عناصر با توجه به اوضاع تئاتر امروز بسیار کار سختى است. خودتان مى دانید نمایش هایى که در خانه نمایش برگزار مى شود با آنها قراردادى از سوى مرکز بسته نمى شود بنابراین دلسردى خواه ناخواه در میان بازیگران، حتى غیرحرفه اى ها هم ایجاد مى کند. من اوایل بازیگرانم را مرتب تغییر مى دادم تا به دلخواهم برسم اما بعد به این نتیجه رسیدم که یک رویاست. حالا فکر مى کنم اگر چیزهایى که مى خواستم و در ذهنم وجود داشت در صحنه تحقق مى یافت، اتفاق بهترى مى افتاد یعنى بهتر بگویم باید مى افتاد. من نسبت به خودم بسیار مستبد هستم. یک روز جمله خوبى منیرو روانى پور از صادق چوبک نقل کرد. چوبک به او گفته بود به خودت رحم نکن، این قدر بنویس و پاره کن تا بشوى نویسنده. تئاتر گروهى همدل و همراه مى خواهد که شبانه روز با هم کار کنند و مرتب با هم همفکرى داشته باشند. مى دانید من گروهى داشتم که سال ها پیش با آنها کار مى کردم که حالا جزء حرفه اى ها و ستاره ها شده اند که شاید حتى به سلامم هم جواب ندهند. آخر این جا همه بعد از مدتى فکر مى کنند که از اول بازیگر خوب بوده اند. خب نتیجه این که در نمایش من هم تفکر همه بازیگرها یک کاسه نشد. از انتخاب متن خوب گرفته تا انتخاب بقیه چیز ها همگى مهم است. مثلاً شاید یک نمایشنامه انتخاب من نباشد، یک عبارت یا یک جمله یا طرح را در گروه مطرح کنم اما گروه تئاترى باید بتواند از آن اجراى کامل به روى صحنه بیاورد. پیکاسو جمله قشنگى دارد: بعضى ها یک کله کوچک را به خورشید تبدیل مى کنند و بعضى ها خورشید را به کله کوچکى تبدیل مى کنند، مثلاً نبود مترجم در تمرین ها و یا نبودن بده و بستان هاى میان بازیگران و عوامل صحنه اى دیگر.تصمیم به اجراى این نمایش را کى گرفتید؟من متن دیگرى را براى کار کردن مد نظر داشتم که درباره زار بود که نیازمند تمرین هاى طولانى مدت بود. اما شما بگویید با توجه به مسائل تئاتر امروز آیا گروهى پیدا مى شود که مدت زیادى تمرین سخت داشته باشد. مثلاً چند ساعت دست زدن یا راه رفتن زن جنوبى را تمرین کند و یا مطالعه داشته باشد بر روى خلقیات جنوبى ها؟! تئاتر ما مجالى براى این کارها ندارد. مشکل اساسى قرارداد بستن است؛ با توجه به این موضوع خیلى از بایدها اتفاق نمى افتد.چه زمانى این متن را خوانده بودید و کى تصمیم به اجرایش گرفتید؟من وقتى متوجه شدم که نمى توانم نمایش مورد نظرم را به روى صحنه بیاورم، به سرعت این نمایش را خواندم و به سرعت کار کردم. خب، گاهى اوقات در تئاتر مرتکب جنایت مى شویم!نمایش شما نگاهى کاملاً فمینیستى دارد و یک جنبش زنانه را مطرح مى کند، چقدر مسائل زنان جز دغدغه کار حرفه اى تان است؟بدون اینکه خودم زیاد اعتقاد داشته باشم این اتفاق مى افتد. اما باز هم فاصله هاى در جهان است که من را آزار مى دهد، مانند فاصله ها و ممنوعیت هایى که در حق زن در جهان اعمال مى شود. بله، مسائل زنان هم به نوعى دغدغه من است.منبع : شرق
گفت وگو با حسین احمدى نسب کارگردان نمایش «زن مستقل یا مرد و غرورش»
داورهای فشار خون مانع بروز آلزایمر
داورهای - داورهای فشار پست خون مانع - شود داورهای - فشار - فشار خون استفاده می شوند - فشار خون بالا استفاده - فشار خون مانع بروز آلزا - رایجی که برای کنترل فشار - که برای کنترل فشار - داروها 1740 فشار - 1740 کنترل فشار - برای کنترل فشار خون استفاده - برای کنترل فشار خون - خون - خون استفاده می شوند می - خون بالا استفاده می - خون مانع بروز آلزا - که برای کنترل فشار خون - که برای کنترل فشار خون - 1740 فشار خون - 1740 کنترل فشار خون - کنترل فشار خون استفاده می - کنترل فشار خون بالا - مانع - مانع بروز آلزا 1740 - مانع بروز آلزا 1740 - مانع بروز آلزا 1740 - 1740 فشار خون مانع - نرم افزار فشار خون مانع - 1740 فشار خون مانع - 1740 فشار خون مانع - فشار خون مانع بروز آلزا - فشار خون مانع بروز آلزا - بروز - بروز بیماری می رسد - بروز آلزا 1740 مر - بروز آلزا 1740 مر - به 55 درصد کاهش بروز - فشار خون مانع بروز - افزار فشار خون مانع بروز - فشار خون مانع بروز - درصد کاهش بروز بیماری می - خون مانع بروز آلزا - آلزایمر - آلزایمر را کاهش دهند - آلزایمر یا زوال عقل را - آلزایمر و زوال عقل پیشگیری - با زوال عقل و آلزایمر - توانند خطر توسعه بیماری آلزایمر - توسعه و گسترش آلزایمر - مانع گالری بروز بیشترین آلزایمر - عقل و آلزایمر را کاهش - توسعه بیماری آلزایمر یا زوال
پژوهشگران
آمریکایی دریافتند که داروهای رایجی که برای کنترل فشار خون استفاده می شوند می
توانند توسعه و گسترش اختلالات مرتبط با زوال عقل و آلزایمر را کاهش دهند.
کد خبر : 03033 تاریخ انتشار : ۲۹ دي ۱۳۸۸
مهر: محققان مدرسه
پزشکی دانشگاه بوستون با بررسی داروهای بازدارنده گیرنده های آنژیوتنسین
(ARB) که برای کنترل فشار خون
بالا استفاده می
شوند می توانند خطر توسعه بیماری آلزایمر یا زوال عقل را به میزان 50 درصد کاهش دهند.
این رقم در بیمارانی
که هم داروهای ARB و هم
داروهای ACE )تبدیل
کننده های
آنزیم آنژیوتنسین) را مصرف می کنند به 55 درصد کاهش بروز بیماری می
رسد.
همچنین مصرف این دو
گروه از داروها در افرادی که از زوال عقل رنج می برند موجب کاهش 67 درصد احتمال
مرگ پیش از موعد می شود.
براساس گزارش مدیکال
نیوز تودی، این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "بررسیهای ما به وضوح نشان می دهند که داروهای ARB
از توسعه و گسترش
آلزایمر و زوال عقل پیشگیری می
کنند."
وقوع دو انفجار بار دیگر روسیه را لرزاند
وقوع - وقوع دو انفجار بار دیگر - وقوع دو انفجار در داغستان - وقوع دو انفجار بار دیگر - وقوع - انفجارهای متروی مسکو وقوع - کرده اند وقوع - روسیه را لرزاند برترین وقوع - وقوع دو انفجار - مسکو وقوع دو انفجار - دو - دو انفجار بار دیگر روسیه - دو روز از انفجارهای متروی - دو انفجار در داغستان و - وقوع دو - پس از گذشت تنها دو - متروی مسکو وقوع دو - خبرگزاری فرانسه این دو - وقوع دو انفجار بار - گذشت تنها دو روز از - انفجار - انفجار بار دیگر روسیه را - انفجار های امروز هفت نیروی پلیس - انفجار های متروی مسکو وقوع - وقوع دو انفجار - در میان کشته شدگان انفجار - تنها دو روز از انفجار - مسکو وقوع دو انفجار - وقوع دو انفجار بار دیگر - کشته شدگان انفجار های امروز هفت - بار - بار دیگر روسیه را لرزاند - بار دیگر روسیه را در - بار دیگر روسیه را لرزاند - وقوع دو انفجار بار - 11 نفر در آن بار - وقوع دو انفجار بار - برترین وقوع دو انفجار بار - دو انفجار بار دیگر روسیه - در آن بار دیگر روسیه - دیگر - دیگر روسیه را لرزاند در - دیگر روسیه را در وحشت - دیگر روسیه را لرزاند برترین - وقوع دو انفجار بار دیگر - نفر در آن بار دیگر - وقوع دو انفجار بار دیگر - انفجار نرم افزار بار دیگر - انفجار بار دیگر روسیه را - آن بار دیگر روسیه را - روسیه - روسیه را لرزاند در میان - روسیه را در وحشت فرو - روسیه کشته شدن 11 نفر - دو انفجار بار دیگر روسیه - در آن بار دیگر روسیه - شوند پلیس روسیه - دو انفجار بار دیگر روسیه - بار دیگر روسیه را لرزاند - بار دیگر روسیه را در - را - را لرزاند در میان کشته - را در وحشت فرو برد - را نسه این دو انفجار - انفجار بار دیگر روسیه را - آن بار دیگر روسیه را - به نقل از خبرگزاری ف را - یونیفورم نیروهای پلیس خود را - دیگر روسیه را لرزاند در - دیگر روسیه را در وحشت - لرزاند - لرزاند در میان کشته شدگان - لرزاند برترین وقوع دو انفجار - لرزاند عصر ا - بار دیگر روسیه را لرزاند - بار دیگر روسیه را لرزاند - 1740 ه را لرزاند - 1740 ه را لرزاند - روسیه را لرزاند در میان - روسیه را لرزاند برترین وقوع
در میان کشته شدگان انفجارهای امروز هفت نیروی پلیس دیده می شوند.
پس از گذشت تنها دو روز از انفجارهای متروی مسکو، وقوع دو انفجار در داغستان و کشته شدن 11 نفر در آن بار دیگر روسیه را در وحشت فرو برد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، این دو انفجار انتحاری بودند و در یکی از آنها عامل انتحاری با پوشیدن یونیفورم نیروهای پلیس خود را به منطقه "کیزلیار" داغستان رسانده و سپس بمب را منفجر کرد.
در میان کشته شدگان انفجارهای امروز هفت نیروی پلیس دیده می شوند.
پلیس روسیه کشته شدن 11 نفر در انفجارهای امروز را تائید کرده اما از تعداد زخمیان دو انفجار امروز تا کنون آماری منتشر نشده است.
این در حالی است که تنها دو روز از انفجارهای متروی مسکو که در آن 39 نفر کشته شدند می گذرد.
مقامات مسکو، شبه نظامیان فعال در شمل قفقاز را عامل انفجارهای روز دوشنبه معرفی کرده اند.
وقوع دو انفجار بار دیگر روسیه را لرزاند
persianv
← صفحه بعد
نظرات ()
